ترجمان قاعده‏ی زرین علوی در احیای فرهنگ صلح از دریچه‏ی اشعار شاعران پارسی‏ زبان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانش آموخته کارشناس ارشد زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری

چکیده

صلح و دوستی یکی از مهم‏ترین و بنیادی‏ترین مبانی وحدت‏بخش در جامعه است. از وظایف تعریف‏شده‏ی حاکمیت در نظام بشری، تأمین، حراست و تقویت زیر‏ساخت‏های صلح در جامعه است. یکی از مبادی وحدت‏آفرین در جامعه برقراری انصاف و عدالت است که اجرای هوشمندانه و منطقی آن در میان اقشار و طبقات گوناگون جامعه ضمان برقراری صلح و امنیتی پایدار، پویا و عمیق است؛ به‌بیان‌دیگر یکی از ثمرات و دستاورد‏های اجرای انصاف در تعاملات اجتماعی رشد و افزایش میزان محبوبیت افراد در میان یکدیگر و به‌تبع آن زمینه‏سازی صلح و آرامش در جامعه است. در یک نگاه کلی آن‏کس که در تعاملات اجتماعی خویش به دیگر خواهی و دیگر‏اندیشی ملزم باشد در این فرآیند عنصری مهم و تأثیرگذار بوده که نا‏خودآگاه به جریان صلح گرایی و امنیت خواهی پیوسته است. در کتب آسمانی و ادبیات ارزشی ما به طرق گوناگون به تعمیق و تحکیم اصول و مبانی مصالحه و مؤانسه بین افراد عنایتی خاص صورت پذیرفته است که این امر حاکی از این حقیقت اجتناب‏ناپذیر است که اسلام همواره مدافع صلح و دوستی بوده و از منازعه و پیکار روی‏گردان بوده‏است. هدف این پژوهش نیز که با شیوه‏ی تحلیلی- توصیفی انجام‌گرفته است نگاهی به یکی از مهم‏ترین فراز‏های نامه‏ی 31 نهج‌البلاغه- که به‌قاعده‌ی زرین شهرت یافته - و تجلی آن در اشعار شاعران ایران‌زمین است. به‌طورکلی می‏توان گفت ما‏‏حصل مقاله‏ی حاضر آن است که قاعده‏ی مذکور تحت عنوان یک قاعده فرازمانی و مکانی انسان را در یک چالش بزرگ با خویش قرار می‏دهد. نیرویی که او را وادار به خود‏شناسی و دیگر‏شناسی و به‌تبع آن رعایت اصل احترام به وجدان و اجرای عدالت فرا می‌خواند. تلاش فرهنگی ادبای این سرزمین در نهادینه‌سازی قاعده‏ی زرین نیز از نیمه‏ی دوم قرن سوم تا عهد حاضر ساری و جاری بوده و الفاظ و فحوای کلام آنان گواهی بر این ادعاست.

کلیدواژه‌ها