دکتری علوم و قرآن و حدیث، استاد دانشگاه تهران، تهران، ایران.
چکیده
در عصر حاضر بحث و بررسی «قدرت»، «منابع» و «وجوه» آن، از جمله مباحث اساسی اندیشمندان و برنامهریزان حوزههای، اقتصاد، علوم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است.این امر از آن روست که در این عصر ملتها و دولتها میکوشند با شناسایی منابع و وجوه گوناگون قدرت، در گام نخست به حفظ، پایداری و پویایی خود همت گمارند و در گام دوم بر توانایی، نفوذ و سیطره مادی و معنوی خود بیافزایند و بدینوسیله در جهان پرتلاطم امروز جایگاه و نقشی برای خود تعریف کنند. «فرهنگ» به عنوان یک عنصرِ اساسیِ محیط بر ذهن و زندگی و همه فعل و انفعالات شهروندان یک کشور، آیا میتواند یک منبع قدرت بهشمار آید ؟ در صورتی که جواب مثبت باشد، میتوان پرسید «وجوه قدرتآفرین فرهنگ» کدامند؟ این نوشتار در صدد پاسخ به همین سؤال است. نگارنده با مراجعه به آثار و پژوهشهای مرتبط با حوزه «قدرت» و «فرهنگ» به این نتیجه رسیده است که «فرهنگ اصیل»، که عبارت از مجموعهای از بینشها، باورها، سنتها، عادات و کنشهای منطبق بر فطرت ذاتی انسانهاست یکی از منابع مهم قدرت بهشمار میآید. وجوه قدرتآفرینی چنین فرهنگی عبارتند از: 1ـ هویتساز؛ 2ـ مصونیت آور در مقابل هجمههای دشمنان؛ 3ـ الزامآور بدون تحمیل؛ 4ـ اعتمادآفرین و اطمینانبخش؛ 5ـ حرکتآفرین و انگیزهساز؛ 6ـ جریانساز و مولّد بودن.